که اسمشون رو گذاشتن فرشته. خیلی عادیه سارا جان. راستی چرا نمی گن حوری. حوری که بهتر بود. چیزی که در اثر گذشتن از نگاه و تماس حرام بهشون وعده داده شده حوریه. حوری موجودیه خوشگل، خوش اندام، قد بلند (اونقدر قد بلند که باید اگه خواستی ببوسی اش باید یه تاکسی بگیری تا پای لبش)...
انقدر عصبانی ام که کلامم رو گم می کنم.
عمری گفتن مردها می رن جنگ کشته می شن، قحطی شون میاد، زن ها هم اگه شوهر نداشته باشن از گشنگی می میرن، به خاطر همین لطف می کنن دست چندتا زن رو می گیرن. حالا که پیش رفته شدن می گن مردها از نظر روانی نمی تونن فقط با یک زن بمونن. واقعا براشون سخته. ای ول. این تحلیل درستیه. من باهاش مشکل ندارم.
بی خیال نشید بهزاد عزیز. بی خیال نشید و بگید. دم شما گرم که اومدید با شجاعت و بی اینکه ترس داشته باشید کسی وبلاگتون رو بخونه و براتون بد بشه نوشتید در فلان تاریخ و فلان مکان زنی در ماشین منو باز کرد و نرخ گفت. اما من اون روز که سوار تاکسی شدم و اون آقای محترم با فاصله چند ده سانتی متری نشست کنارم و به وضعیتی تحریک شده بود که مردم از بیرون ماشین هم می تونستن ببینن، این موضوع رو ننوشتم، چون شرم داشتم. می ترسیدم از اینکه خودم متهم بشم یا اینکه یه آشنایی بخونه و دیگه نذاره من تنها برم تو خیابون چون بالاخره عامل تحریک من بودم. روزی هم که یک بیمار روانی جنسی چند متر پایین تر از مسجد النبی امیر آباد با کت و شلوار و کیف سامسونت آلت جنسی شو بیرون گذاشته بود و راه می رفت و وقتی دوستم این صحنه رو دید خودش رو پرت کرد توی بغلم و تا ساعت ها بی وقفه می لرزید ننوشتم. چون ترسیدم از اینکه بگن دختره دهنش چفت و بست نداره. ذهنش خرابه. آخه می دونید، ما تو مملکتی زندگی می کنیم که شوهر زنش رو به خاطر اینکه بهش تجاوز شده طلاق می ده. آخه در هر صورت همیشه تقصیر زنه. چون زن عامل تحریکه.
می دونید، یه روز شیطون اومد به خواب یه عالم. واقعا موجود خوب و نازنینی بود. عالمه بهش گفت: تو که اینقدر خوبی، چرا می گن بدی؟ شیطون گفت: آخه قلم در دست دشمن است. نعوذ بالله بلا تشبیه نفس مقدس زن به شیطان، همیشه قلم در دست مردها بوده، به خاطر همین زن همیشه مکاره ای بوده که با عشوه گری زندگی خراب می کرده و مرد بدبخت بیچاره رو از خواب و خوراک می انداخته.
به من جواب بدید، از شما می پرسم، تک تک مردها! آهای آقایی که گفتی من تحلیل گر مسائل سکث شدم. تو هم جواب بده. روسپی کیه؟ زنی که به خاطر پول یا هر چیز دیگه ای، تنش رو (صرفا تنش رو) در اختیار مردی که دوسش نداره قرار می ده، یا مردی که اختیار یک تن رو (صرفا تن رو) به دست می گیره بی توجه به اینکه این تن زنیه که عاشقشه یا یه فاحشه اس.
یکی به من جواب بده، چند تا زن خیابانی داریم؟ چند صد تا مرد خیابانی؟
پی نوشت: فکر می کنم این ماه بیش از دفعات پیش وقت دکتر فروید عزیز رو بگیرم و جیب پیر مغان رو خالی کنم.

